ماشینش ,سوار ماشینش ,خانم مطلقه

از طریق وبلاگ با یک خانم مطلقه آشنا شدم

رفتم شهرشون(رفتیم سفر،یه شب اونجا بودیم)

سوار ماشینش شدم

بهش دست دادم،جا خورد...ولی دستم رو گرفت

توو شهرشون یه تاب خوردیم

ماشینش خراب شد.خخخخ

درست که شد باز سوارم کرد

خواستم پیاده بشم گفتم تا بوست نکنم نمیشه...گفت چرا زودتر نگفتی.....

بوسش کردم.

پیام دادم که کاش بغلت میکردم...گفت فردا صبح که خواستم برم سرکار میام پیشت...

ساعت 7 اومد جایی که ما خوابیده بودیم

باز سوار ماشینش شدم

بغلش کردم و بوسیدمش...

پلیس داشت از دور رد میشد...ترسید ،پیاده ام کرد

شاید دیگه هیچوقت همدیگر رو نبینیم...یه هزار کیلومتری دوریم از هم

منبع اصلی مطلب : خلوتی سرد
برچسب ها : ماشینش ,سوار ماشینش ,خانم مطلقه
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سبد بلاگ : خانم مطلقه